روزی مرا به تو خواهد شناساند
و تو خواهی دانست
پشت این چهره آرام و خندان
زنی از دیار غربت با هزار فریاد
همراه آرزوهایش روزی مرده
آن روز که سکوتش عالمی را در برگرفت
روزی که دیگر نه خواست و نه توانست
آن روز که احساسش را به تاراج بردند
وفایش را زیر سوال بردند
این زن همان روز دل به خاک سپرده
آماج غصه ها را در خود فرو خورده
این زن را همان روز به خاک سپردند
روزی که هنوز او را نشناختند
آزیتا سمواتی
دلنوشته های من یا ناگفته های تو...ما را در سایت دلنوشته های من یا ناگفته های تو دنبال میکنید
برچسب: دست نوشته های زیبا,دست نوشته های عاشقانه,دست نوشته های یک جادوگر,دست نوشته های یک لیدی,دست نوشته های غمگین,دست نوشته های لیدی,دست نوشته های یک کودک فهیم,دست نوشته های من,دست نوشته های عباس معروفی,دست نوشته های حسین پناهی, نویسنده: بازدید: 10