
انان که خرده میگیرند بر من انان که گفتند دلش شکستچطور است کهxa0 میخندد حکما روزی خواهند چشید طعم تلخ خنده در پس اشک فراموش نخواهند کرد لبخند و اشک همه اش فانیست همه دنیایی که دل بسته اند همه حکم هایی که میدهند همه و همه فانیست آزیتاسمواتی|+| نوشته شده توسط ازیتا سمواتی در دوشنبه بیست و دوم شهریور ۱۳۹۵ xa0| ...
ادامه مطلب
انان که خرده میگیرند بر من انان که گفتند دلش شکستچطور است کهxa0 میخندد حکما روزی خواهند چشید طعم تلخ خنده در پس اشک فراموش نخواهند کرد لبخند و اشک همه اش فانیست همه دنیایی که دل بسته اند همه حکم هایی که میدهند همه و همه فانیست آزیتاسمواتی...
ادامه مطلب
این دست نوشته ها که از من بجا میماند روزی مرا به تو خواهد شناساند و تو خواهی دانست پشت این چهره آرام و خندان زنی از دیار غربت با هزار فریاد همراه آرزوهایش روزی مرده آن روز که سکوتش عالمی را در برگرفت روزی که دیگر نه خواست و نه توانست آن روز که احساسش را به تاراج بردند وفایش را زیر سوال بردند این زن همان روز دل به خاک سپرده آماج غصه ها را در خود فرو خورده این زن را همان روز به خاک سپردند روزی که هنوز او را نشناختندxa0 آزیتا سمواتیxa0...
ادامه مطلب
شده ام همچون ماهی تنگxa0در تب دریا یا که شاید شده ام قاصدک تن بدستxa0 باد سپرده شده ام آواره ی فریادهمان ها که در گلو جا مانده یا که شاید از زن بودن در فاصله به خودم نیم نگاهی شاید مرد شده ام ناغافل زیر بار چه کنم چه کنم ها گویی کمرم خم گشته شده ام همچون ماهی تنگ میخورم برشیشه میچرخم و هر چه میروم همه اش تنگ گشته مگر نه اینکه آب جای نفس کشیدن من ماهی پس چراxa0 نفسم تنگ گشته آزیتا سمواتی...
ادامه مطلب